گردآورنده  : مجمع فرهنگی احیای غدیر ساری

 http://alqadir-sari.blogfa.com/

کپی برداری با ذکر منبع آزاد است

 

اي عقل و خرد مات ز مقامت زينب

وي همچو علي نطق كلامب زينب

در قدر شرافتت همين بس كه خدا

زد سكه زَينِ اَب به نامت زينب

*******************


 اى آينه جمال زهرا زينب
 
اى نور رخت فروغ دلها زينب
 
كن گوشه چشمى به من گوشه ‏نشين
 
اى چشم و چراغ آل طاها زينب
 *******************


 فروغ ديده زهراست زينب
 
شكوه بزم عاشوراست زينب
 
صبورى كرد و زير بار غمها
 
دلش چون كوه پابرجاست زينب
 *******************


 پيغامبر خون خدا زينب بود
 
محرم به حريم كبريا زينب بود
 
از كعبه به كربلاى هفتاد و دودل
 
رو كرد با دل آشنا زينب بود
 *******************


 اى نام تو پيرانه غم يازينب
 
بر مصحف دل آيه ى غم يازينب
 
از كودكيت بر سر تو خيمه‏ ى داغ
 
افكند ترا سايه ‏ى غم يازينب
 *******************


 اى اسوه ى صبر و استقامت زينب
 
اسطوره ى ايمان و شهامت زينب
 
ما جمله به تو چشم شفاعت داريم
 
اى شافعه ى روز قيامت زينب
 *******************


 اى اسوه ى صبر و بردبارى زينب
 
وى كوه سترگ پايدارى زينب
 
آن شب كه نماز شب نشسته خواندى
 
مى ‏كرد سپيده بى قرارى زينب
 *******************

صبح از طليعه ايام زينب است

پاينده تا به شام ابد نام زينب است

در راه دين لباس شهامت چو دوختند

زيبنده آن لباس بر اندام زينب است

*******************

جلوه گري به روي ني سرت چو ماه مي كند

غروبت اي هلال من عمر تباه مي كند

درون محمل مرا ز روي ني نگاه  كن

ببين چگونه دخترت تو را نگاه مي كند

*******************

 

چون قافله ي عشق رسيدند زراه

برتربت شاه دين بصد ناله و آه

زينب بسر قبر برادر مي گفت

لاحول ولا قوه الا باالله

سروده صفا تويسركاني

*******************

زينب كه نماينده بود زهرا را

بگرفته بدست رشته ي دلها را

از صبر خدائي است كه با آن همه غم

شيرازه كند كتاب عاشورا را

سروده سيدرضا مو ءيد

***

اي سركه بود بار غمت بر دوشم

زود است كه داغ تو كند گل پوشم

بر خطبه ي من تو گوش كردي اكنون

قرآن تو بخوان كه من سراپا گوشم

سروده سيد رضا موءيد

*******************

همسفر
زینبم من زیر لب ذکرِ غمِ مادر کنم
لحظه‌‌ای فکرِ حسن یا گریه بر حیدر کنم
تا بیایی ای حسینم همسفر سازی مرا
خاکِ این حجره به اشکِ دیدگانم تر کنم

*******************


وداع
زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌کند
یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌کند
این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌کند

*******************


وفا
ز تو دارم دلِ پر آه و دردی
ندیدم قدری از سوی تو مردی
به هر جا رو نمودم ذره‌ای هم
الا دنیا وفا بر من نکردی

*******************


گل
هر گلی گل می‌کنه اما معطر نمی‌شه
هیچ گلی مثلِ گلِ عزیزِ خواهر نمی‌شه
اگه خواهری یه روز غمِ برادر ببینه
واسه خواهر هیچ کسی مثلِ برادر نمی‌شه

*******************


نوحه
می‌روم با اشک و ناله در هوای کربلایت
لحظه‌های آخر عمر، نیمه‌جانم هم فدایت
جامه‌ی تارِ عزایت بین هنوزم بر تنم هست
با صدایی که گرفته نوحه می‌خوانم برایت

*******************


نسیم
نسیمی کز دلِ زینب برآید
هر آن کس بشنود عمرش سرآید
از این دردی که بر زینب رسیده
ز سوزش سینه‌ها از تن در آید

*******************


دوری
غمم از دوریِ کویِ حسین است
طبیبِ دردِ من موی حسین است
شدم بیمار و محزون و زمین‌گیر
شفای جانِ من روی حسین است

*******************

در بلاغت چون علي در فصاحت چون حسن

د ر شهامت چون حسين و در حيا چون مادر است

از كمال علم و تقوي شد عقيله نام او

همچو زهرا از همه زنهاي عالم برتر است

حسان